پنجشنبه 15 بهمن ماه سال 1388
بهانه
دلم بهانه ی کودکی ام را میگیرد،بهانه ی آن کوچه های خاکی که آخرش به باغ آلبالو می رسیدند.برای دست های پرتمنا ی افتاب گردان،برای زمزمه ی باران،برای آسمان ابی ودلتنگ،برای قیل و قال بچه ها در وقت بازی گرگم به هوادلم تنگ میشود.
بهانه ی بوته های نارنجی و صورتی گل های لاله عباسی خانه ی همسایه،بهانه ی نگاه مادر و دست های پراز سخاوت پدر
دلم بهانه ی کودکی ام را میگیرد
1 